" راز نهان بودن زمان ظهور " و
ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ آذر ،۱۳٩۳ : توسط : علی فرهادی

" راز نهان بودن زمان ظهور "

" راز نهان بودن زمان ظهور "

حقیقت این است که ما نمی توانیم راز و رمز حکمت حقیقی پوشیده داشتن زمان ظهور آن حضرت، بوسیله ی پیامبر و

 

 امامان نور علیهم السلام را بشناسیم و آن را بطور قطعی دریابیم. شاید برخی از حکمتها و رازهای ظاهری آن، امور ذیل باشد:


1- ممکن است حکمت سری بودن هنگام ظهور، این باشد که مؤمنان و توحیدگرایان، در همه ی قرون و اعصار غیبت آن

 

 

 خورشید رخ برکشیده در پی ابرها، در انتظار سازنده ی ظهور او باشند و برای این انتظار، سخت پاداش برند.

از این روست که از زمان غیبت صغرای آن حضرت، تاکنون نسلهای ایمان آورندگان و یکتاپرستان همواره بدان امید

 زیسته اند که ظهور آن گرامی را درک کنند. با این بیان، اگر ظهور معلوم می شد دیگر چنین انتظار سازنده و پردازنده ای

 در کار نبود، بلکه آرزوها و آرمانها به یأس و نومیدی تبدیل می شد و میلیونها انسان از سازندگی اخلاقی و عملی و 

عقیدتی انتظار و پاداش پرشکوه آن محروم می گشتند. 

از پیامبر گرامی صلی الله علیه و اله و سلم آورده اند که فرمود: 

 

«أفضل أعمال امتی، انتظار الفرج.» [1] 

و امیرمؤمنان علیه السلام فرمود:

«المنتظر لأمرنا کالمتشحط بدمه فی سبیل الله.» [2] 

یعنی: هر کسی که در انتظار حکومت عادلانه و جهانگستر ما باشد از نظر پاداش بسان کسی است که با جهاد قهرمانانه

 

 در راه خدا به خون خویش درغلطیده است. و امام صادق علیه السلام فرمود:

«من مات منتظرا لهذا الأمر، کان کمن کان مع القائم علیه السلام فی فسطاطه، لا!... بل کان بمنزلة

 

 

 الضارب بین یدی رسول الله صلی الله علیه و اله و سلم بالسیف.» [3] 

یعنی: هر توحیدگرایی که در انتظار ظهور حضرت مهدی علیه السلام از دنیا برود، همانند کسی است که

 

 با قائم علیه السلام در ستاد فرماندهیش بوده است... بلکه مانند کسی است که در برابر دیدگان

 پیامبر عدالت با شمشیر در راه حق و به دستور آن حضرت، جهاد خالصانه کرده است.


2- ثمره دیگر انتظار فرج این است ک: انتظار به مفهوم حقیقیش، تصدیق آیات قرآن و سخنان پیامبر

 

 و امامان نور علیهم السلام در مورد امام مهدی علیه السلام و چنین باور و تصدیقی از درجات ایمان 

و مراتب تسلیم و فرمانبرداری از حق و پیشوایان معصوم علیهم السلام است.

3- حکمت دیگر نامشخص بودن زمان ظهور، اصل امتحان و آزمایش است که یکی از سنتهای الهی است.

خداوند، بندگان خویش را به انواع و اقسام آزمایشها به بوته ی امتحان می سپارد، از آن جمله بوسیله ی

 

 موضوعات و مسایل عقیدتی. از این رو کسانی که به خدا و پیام آورش و به آنچه آن حضرت در مورد

 حضرت مهدی علیه السلام آورده است، ایمان بیاورند، دیگر طول غیبت آن گرانمایه به هر اندازه ای که

 باشد و انتظار غمبار او هر چه طولانی گردد از ثبات قدم و ایمان عمیق و تزلزل ناپذیر آنان نمی کاهد،

 اما نفاق پیشگان، فرصت و میدان مناسبی برای استهزا و یاوه گویی بر ضد این اندیشه والا و عقیده

 ی مقدس می یابند و آیات قرآن و روایات پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم در این مورد را، به دیوار

 می کوبند و همه را کنار می گذارند و این شیوه ی باطل گرایان در همه ی عصرها و نسلهاست. 

از امام کاظم علیه السلام آورده اند که در مورد غیبت حضرت مهدی علیه السلام فرمود: 

 

«انما هی محنة من الله عزوجل، امتحن بها خلقه....»

یعنی: هر توحیدگرایی که در انتظار ظهور حضرت مهدی علیه السلام از دنیا برود، همانند کسی است که

 

 

 با قائم علیه السلام در ستاد فرماندهیش بوده است... بلکه مانند کسی است که در برابر دیدگان

 پیامبر عدالت با شمشیر در راه حق و به دستور آن حضرت، جهاد خالصانه کرده است.

 

از امام کاظم علیه السلام آورده اند که در مورد غیبت حضرت مهدی علیه السلام فرمود: 

«انما هی محنة من الله عزوجل، امتحن بها خلقه....» [4] 

یعنی: غیبت آن حضرت، رنج و آزمایشی از جانب خداست که بندگان خویش را بدان می آزماید. 

روشن است که معنا و مفهوم امتحان این نیست که خداوند از واقعیت کار بندگانش آگاه نیست و آنچه در

 

 درون دارند تا آزمایش نکند نمی شناسد، نه! هرگز! بلکه خداوند به هر چیزی داناست و آنچه در

 سینه هاست می داند و چیزی بر او مخفی نمی ماند که قرآن در این مورد می فرماید:

«احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون و لقد فتنا الذین من قبلهم فلیعلمن الله الذین

 

 صدقوا و لیعلمن الکاذبین... [5] 

 

[1] اکمال الدین، ج 2، ص 644، فرائدالسمطین و منتخب الاثر، ص 496، بحارالانوار، ج 52، ص 122

 

 و معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام ج 4، ص 249.


[2] اکمال الدین، ج 2، ص 465، بحارالانوار، ج 52، ص 123 و معجم احادیث الامام المهدی علیه

 

 

 السلام، ج 3، ص 75.


[3] اکمال الدین، ج 2، ص 338، بحارالانوار، ج 52، ص 146 و معجم احادیث الامام المهدی علیه

 

 

 السلام، ج 3، ص 403.


[4] کافی، ج 1، ص 336، بحارالانوار، ج 51، ص 150 و معجم احادیث الامام المهدی علیه السلام،

 

 ج 4، ص 138. 

 


[5] سوره عنکبوت، آیه 5-3.